چهارشنبه 8 خرداد1387
روش تدريس مبتني بر خلاقيت
روش تدريس مبتني بر خلاقيت
· نگاهي به روش تدريس مبتني بر خلاقيت
سالياني است كه به خلاقيت به مثابه يكي از توانمندي هاي عالي ذهني مورد توجه قرار مي گيرد. اين موضوع مورد توجه فلاسفه ، دانشمندان علوم تجربي، و دانشمندان علوم نظري و انساني بوده است. براي گسترش دامنه بررسي خلاقيت و روشن سازي دورن داشت خلاقيت، روان شناسان، به ويژه روان شناسان حوزه آموزش و پرورش زحمات زيادي را متحمل شده اند. با اينهمه، آنچه در زمينه ي خلاقيت ارائه شده است، بيشتر در برگيرنده ي شيوه هاي پرورش خلاقيت است، و كم تر به اين امر كه چگونه مي توان مبتني بر خلاقيت عمل كرد، پرداخته شده است. در روش تدريس مبتني بر خلاقيت، تلاش بر اين است كه شيوه خلاقانه عمل كردن از سوي معلم و دانش آموز باز نموده شود. معلم بايد با استفاده از روش تدريس حاضر به گونه اي تدريس كند كه بتوان با شاخص هاي خلاقيت آن را خلاقانه ناميد. دانش آموزان هم بايد در فراگيري از راه هاي خلاقانه بهره گيرد.
روش تدريس مبتني بر خلاقيت، اندك زماني است كه مورد توجه قرار گرفته است. اوج توجه به روش تدريس مبتني بر خلاقيت پس از دهه ي 1980 بوده است. ولي بيشترين توجه به خلاقيت از حدود نيمه دوم قرن بيستم آغاز شده است. ج.پ.گيلفورد از پيشگامان پژوهش در زمينه خلاقيت بوده و – پژوهش هاي زيادي را در اين باره انجام داده است. در آغاز كار، تعاريف زيادي از سوي كسان زيادي درباره ي خلاقيت ارائه مي شد و برداشت هاي متفاوتي هم از آن در ميان بود. براي مثال، رابرت . ام . گانيه بر اين باور بود كه خلافيت گونه اي از حل مسئله است. و تعاريف زير از خلاقيت به عمل آمده است:
1. خلاقيت، سيالات، انعطاف پذيري و اصليت (بكر بودن) را شامل است.
2. خلاقيت در هم كردن عناصري متناسب و جدا از هم است كه به منظور كسب سود انجام مي گيرد.
3. خلاقيت انجام دادن كاري نو است كه از سوي گروه ها يا افرادي مورد توجه قرار مي گيرد، يا آنكه براي برآوردن نيازي استفاده مي شود.
هر كدام از تعاريف فوق را مي توان از ديدگاه هاي گوناگوني نقد كرد و يا مي توان ايراداتي به آنها وارد كرد. ولي با اندك مسامحه اي مي توان تا حدودي هر كدام از تعاريف ياد شده را پذيرفت و با بيان شرط هايي آنها را قابل استفاده كرد. در ادامه شرط هاي خلاقيت و كار خلاق مي آيد.
يكي از شرط هاي روشن و يا نسبتاً روشن خلاقيت آن است كه چيزي را كه يادگيرنده ارائه مي دهد يا معلم مي نماياند بايد ثمره كار خود وي باشد. اين شرط مبين آن نيست كه كار تكراري و طوطي وار هم بايد خلاقيت ناميد، بكله كاري متعلق به فرد است كه برآمده از انديشه خودش باشد. از اين رو، دانش آموزي كه فقط از قواعد «معلم گفته» بهره مي گيرد و تمرين مي كند كار خلاق انجام نمي شود. يا معلمي را كه صرفاً به طور صريح مايه كار خود را تقليد معلمان پيشين قرار مي دهد خلاق نمي ناميم. شرط ديگر خلاقيت را مي توان «اصالت كار» در نظر آورد. اصالت كار به معني گشودن راه هاي جديد براي حل مسائل يا بررسي رخ دادها يا يادگيري واقعيت ها ، مفاهيم ، اصول و .. است . اگر يادگيرنده و معلم هر كدام به كاري كه انجام مي دهند – تدريس / يادگيري – از زاويه اي نگاه كنند كه تسهيل كننده باشد، كاري انجام داده اند كه اصيل است. يعني ، به نحوي مي توان آن كار را از مجموع كارهايي كه در اين راه صورت مي گيرد تميز داد و برجسته دانست.
از شرط هاي ديگر خلاقيت و اثر خلاقانه، هدفداري آنست. بنا به گفته ي داستايوسكي ، اينكه بگوييم انسان موجودي خلاق است، بدين معنا است كه بگوييم تقدير انسان تلاشي آگاهانه در حصول به يك هدف و اشتغال در مهندسي – يعني ساختن مداوم راه هاي نوين – است. منظور از اين گفته آنست كه هر فرد خلاق، اثري را كه مي آفريند بايد براي هدفي خاص باشد.
· كلاس درس و خلاقيت
كلاس درس كه بخش عمده اي از فعاليت تدريس و يادگيري در آن صورت مي گيرد ، نقش اساي در ايجاد زمينه براي خلاقيت دارد. فضاي عاطفي، شرايط فيزيكي، جو يادگيري، ميزان انگيزه براي آموختن و ... از عوامل درون كلاسي هستند كه بر پديدآيي خلاقيت اثر گذارند. در ميان عوامل ياد شده، نقش معلم در پرورش خلاقيت انكار ناپذير است. اثر تعامل معلم در اثر كلاس از دو جنبه قابل ملاحظه است: رابطه عاطفي با دانش آموزان و رابطه آموزشي و ياددهي . ايجاد شرايط مساعد براي رشد خلاقيت مستلزم اين است كه معلم جوي صميمانه و مطمئن در كلاس درس ايجاد كند. به طوري كه دانش آموز بتوانند با احساس امنيت، عقايد و نظريان خويش را ابراز دارند. معلم پس از تأمين نياز عاطفي دانش آموزان ، مي تواند با اجراي اصول مناسب آموزشي دانش آموزان را هر چه بيشتر رهنمون گردد. نكته حائز اهميت ديگر، نوع نگرش معلم به خلاقيت و دانش آموزان خلاق است. توجه به اين كه اغلب دانش آموزان خلاق كمتر با جمع هماهنگ هستند و رفتارشان قابل پيش بيني نيست، بعضي معلمان فكر مي كنند كه آنان، دانش آموزان دردسر آفرين هستند.
«تورنس» در مطالعه اي، از بيش از هزار معلم خواست تا ويژگي هاي دانش آموزان بهتر و جالب تر را اعلام كنند. ده موردي كه براي معلمان بيشترين ارزش را داشت عبارت بود از:
1- رعايت ديگران
2- استقلال فكري
3- سخت كوشي
4- شوخ طبعي
5- كنجكاوي
6- صميميت
7- انجام دادن به هنگام كار
8- دانش (دانستن)
همچنين يادآوري مي شود كه ويژگي هايي مانند داشتن جرأت در مورد اعتقادهاي شخصي ، در قضاوت ، بي علاقگي نسبت به قبول قضاوت متصديان امور و وساير ويژگي ها، كه فرد خلاق داراست در فهرست ديده نمي شود. با توجه به اين كه ويژگي هايي مانند ابتكار و نيت، نامحدود وكنترل آن سخت است، معلمي كه اطميناني به قدرت خويش در اداره كردن ندارد، به تمرين هاي معمولي تر دركلاس مي پردازد و تا از تلاش هاي نگران كننده پرهيز كند.
· گام هاي دست يابي به خلاقيت
بي شك مجموعه تحقيقات در حوزه روان شناسي تربيتي، تدريس، روان شناسي اجتماعي، ارتباطات و ... الگو بودن معلم براي دانش آموزان مورد تأييد قرار مي دهند. بنابراين ، بر اين باوريم اگر مي خواهيم دانش آموزاني خلاق داشته باشيم بايد معلماني خلاق بود. پس در حرفه معلمي ، خودسازي خلاقيتي مقدم بر خلاق سازي يادگيرندگان است. در اين قسمت توصيه هايي را براي پرورش خلاقيت شخصي ارائه مي دهيم.
براي دست يابي به تفكر خلاق و خلاقيت، هر روز لحظاتي را به تنهايي و در خلوت به تفكر خلاق بپردازيد. موفقيت شما در رسيدن به تفكر خلاق بستگي به نحوه ي بهره گيري ذهنتان دارد. شما بايد بتوانيد ذهن خود را براي خلاقيت آسوده، نگهداريد. زماني را براي تفكر خلاق در نظر بگيريد، و به طور مرتب برنامه خود را پي گيري كنيد. بدين ترتيب مي توانيد روزانه اقدامات زير را انجام دهيد:
1-به يادداشت هاي خود مراجعه كنيد تا شايد در رابطه با مشكل امروز خود، به نكته ي مفيدي دست يابيد.
2-از همه يادداشت ها، فهرست ها، كاتالوگ ها و ... استفاده كنيد؛ با فراهم آوري مجموعه اي جامع واقعيت ها و اطلاعات در يك زمينه خاص، ذهن شما براي تحليل و تفكر فعال تر مي شود.
3-در زمان ها و اوقاتي كه براي تفكر خلاق درنظر آورده ايد به انديشه ورزي بپردازيد. و در پي پيدا كردن حال و حوصله نباشيد و منتظر نباشيد كه راه حل درستي به يك باره به شما الهام خواهد شد. مطابق برنامه به تفكر بپردازيد و به ياد داشته باشيد كه موفقيت شما در عمل به برنامه تنظيمي است.
4-اگر در يك روز نتوانستيد به تفكر خلاق درباره ي مسايل خود بپردازديد، تسليم نشويد. در چنين مواقعي پياده روي كنيد، قدم بزنيد يا كار ديگري انجام دهيد كه نياز به فكر كردن نداشته باشد . پس از انجام اين فعاليت ها، مجدداً درباره ي راه حل مشكل خود يا درباره ي طرح جديد براي كار به تفكر خلاق بپردازيد. پي گيري اين عمل شما را در دست يابي به راه حل خلاقانه ياري خواهد كرد.
5-در هر يك از جلساتي روزانه براي تفكر خلاق تخصيص داده ايد، هر بار يك سؤال مشخص طرح كنيد. سپس، تلاش كنيد انديشه هاي مهم را به ايده هاي روشن تبديل كنيد. به فكر باشيد كه مسئله را دقيق تر و عيني تر سازيد. زيرا مسائل دقيق و عيني راه حل هاي عيني و دور از ابهام مي طلبند.
6-براي رسيدن به جواب و پيدا كردن راه حل ها براي خودتان محدوده زماني در نظر بگيريد.
7-تا آنجا كه مي توانيد راه حل هاي بيشتري را براي مشكل خود به ذهن آوريد و سپس اين راه حل ها را يادداشت كنيد.
8-راه حل هاي گوناگوني را كه انديشيده ايد با هم ادغام كنيد تا راه حل هاي اساسي تري بيابيد.
9-وقتي به حل مشكل فكر مي كنيد اجازه دهيد هر راه حل كه به ذهنتان مي رسد، ظهور يابد و شما آن را يادداشت كنيد. وقتي در حال انديشه سازي يا توليد ايده و راه حل هستيد به هيچ وجه به قضاوت و داوري نپردازيد.
10- براي حل مشكل مورد نظر خود، ابتدا همه واقعيت هاي مثبت مرتبط با آن را جمع آوري كنيد، سپس اطلاعاتي را كه در مقدمات كار، گرد آورده ايد به آن اضافه كنيد و در نهايت تخيل خود را كار گيريد تا در انتظار نتايج شگرف آن باشيد.
11- واقعي احساس كرديد به قدر كافي اطلاعات مناسب گردآوري كرده ايد، مي توانيد به ارزشيابي بپردازيد. وقتي به اين مرحله رسيديد، اطمينان داشته باشيد كه به مرحله ارزشيابي يا مرحله ي چهارم از تفكرخلاق دست يافته ايد. با نقد و داوري راه حل هاي كارساز و اثر گذار را برگزينيد و باقي راه حل ها را حفظ كنيد.
12- اگر نسبت به ارزش برنامه يا انديشه هاي خود اطمينان كافي نداريد، از ديگران بخواهيد در نقد و ارزشيابي آنها به شما ياري كنند. از اين طريق هم مي توانيد برنامه ي كار تفكر خلاق خود را مورد ارزشيابي و قضاوت قرار دهيد.
· بيست اصل توسعه و پرورش خلاقيت دانش آموزان
«تورنس» بيست اصل براي توسعه تفكر خلاق از طريق تجارب مدرسه ارائه مي دهد:
1- تفكر خلاق را با ارزش بدانيد.
هر مربي درهر دوره بايد به عقايد جديدي كه كودكان و نوجوانان طرح مي كنند، توجه داشته باشد و اين افراد را تشويق كند كه استعداد خلاق خود را گسترش دهند. هر مربي بايد به اين مسئله بيش از آموزش اطلاعات اهميت دهد ، زيرا تفكر خلاق در كسب اطلاعات جايگاه مهمي دارد. طبيعي است كه اگر به تفكر خلاق اهميت داده شود، بچه ها به طرف آن كشيده مي شوند. اگر انتظار داريم، خلاقيت گسترش يابدف بايد ياد بگيريم كه آن را با ارزش بدانيم.
2- بچه ها را نسبت به محرك هاي محيطي حساس تر كنيم.
تقريباً در همه مطالعات اخير در مورد افراد بسيار خلاق در رشته هاي گوناگون ، بر اهميت حساسيت به انواع محرك هاي محيطي تأكيد نشده است. نوع حساسيت ، نيازها در روحيات انساني و مانند آن حساس باشد. در حالي كه نياز به حساسيت مانند حساسيت به پديده هاي شيميايي نيست. اما يك شيمي دان خلاق به حساسيت زيادي نسبت به پديده هاي شيميايي نيازمند است. ولي لازم نيست به پديده هاي اجتماعي، حداقل در حوزه اي كه مربوط به تحقيقات شيمي است بپردازد . بنابراين، لازم است بچه ها را بر طبقه وسيعي از محرك هاي محيطي حساس تر كنيم.
3- دست كاري اشيا و عقايد را تشويق كنيد.
بچه ها اغلب مايل اند به دست كاري و بررسي اشيا بپردازند كه لازمه كنجكاوي آن هاست. مطالعات ما در تفكر خلاق در دانش آموزان دبستاني نشان داد بين درجه دستكاري و كيفيت و كميت پاسخ هاي ابتكاري همبستگي زيادي وجود دارد.
4- چگونگي آزمايش منظم عقايد را ياد بدهيد.
يكي از اهداف كاملاً پذيرفته شده تربيتي اين است كه به بچه ها ، آزمون واقعيت ها را آموزش بدهيم تا تصويري واقعي از دنيايي كه در آن زندگي مي كنند، به دست آورند. معلمان بايد از كلاسهاي ابتدايي شروع كنند و به بچه هايشان نشان دهند كه چگونه براي مشخص كردن مسئله، هر پيشنهاد را به طور منظم مي آزمايند.
براي مثال ، براي يك مسئله، معلم يا دانش آموزان راه هاي گوناگوني را كه ممكن است مسئله حل شود، مشخص، سپس دانش آموزان را تشويق مي كنند كه راه هاي متفاوتي بيابند. بعد از تلاش براي يافتن راه هاي متفاوت ، به آنها اجازه مي دهند كه راجع به بهترين راه تصميم بگيرند. به عقيده من اين روش از سطوح پايين، حداقل از كلاس سوم قابل اجرا است.
5- تحمل عقايد تازه را افزايش دهيد.
يكي از مهمترين عيوب نظام تربيتي امروز، تأكيد بسيار بر برقراري هنجارهاي رفتاري است تا توليد كارهاي تازه و اصيل (ابتكاري) حتي بعضي معلمان ، دانش آموزي را كه جواب تازه و اصيلي ( ابتكاري) داده، كه بر خلاف انتظار است، اذيت مي كنند. در حالي كه مربيان بايد عقايد تازه افراد خلاق را حمايت و بچه ها را به اين عمل تشويق كنند.
6- از تحميل يك الگوي خاص اجتناب كنيد.
آزادي، يك اصل اساسي در كار خلاق است. راه هاي زيادي براي انجام دادن كارها وجود دارد. بنابراين، مقيد كردن افراد به تبعيت از يك الگوي خاص، آثار منفي به بار مي آورد.
7- دركلاس جوي خلاق ايجاد كنيد.
كلاسي داراي جو خلاق است كه فضاي آزاد داشته باشد. لازمه اين امر فقدان ترس و احساس امنيت است. براي ايجاد تفكر خلاق در بچه ها، ايجاد گروه هاي كلاسي نقش موثري دارد و بچه هاي گروه با شركت در ايجاد افكار خلاق ، احساس لذت و رضايت مي كنند.
8- به كودك ياد بدهيد تفكر خلاق خود را ارزشمند بداند.
بچه ها بايد ياد بگيرند به عقايد خود اهميت بدهند. يك روش اين است كه عادت كنند افكارشان را يادداشت كنند. تهيه يك دفتر مخصوص براي اين امر مفيد است. غالباً ما بسياري از انديشه هاي خوب را از دست مي دهيم. چون آن ها را فراموش مي كنيم. پس بهتر است افكارمان را روي كاغذ بنويسيم و حتي اگر در ارزش انديشه اي ترديد داشته باشيم، بهتر است آن را ثبت كنيم زيرا ممكن است در زماني ديگر مورد بررسي ، انتقاد و تغيير قرار گيرد يا انديشه ي مهم ديگري را در ما برانگيزد.
9- مهارت هايي به منظور اجتناب از بدآموزي همسالان آموزش دهيم.
گاهي بچه ها خلاق ويژگي هايي دارند كه آثار نامطلوبي بر دانش آموزان مي گذارند. مانند مستقل عمل كردن، نداشتن هماهنگي و اعتنا نكردن به جمع و اهداف گروهي . مربيان بايد مهارت هاي لازم براي شناخت احساسات ديگران را به آنان بياموزند و اجازه دهند به تنهايي كار كنند، اما نه آنگونه كه خود را از جمع جدا سازند.
10- اطلاعات لازم راجع به فرايند خلاقيت را ارائه دهيم.
كودكان را با فرايند خلاقيت آشنا وبرنامه هاي آموزش خلاقيت را تمرين كنيم.
11- احساس ضعف در برابر شاهكارها را دور كنيد.
احساس ضعف در برابر شاهكارها مانع رشد استعداد خلاق مي شود. اگر معلم وقت بگذارد و جزئيات روشي را كه هنرمند يا نويسنده از آن استفاده مي كند، براي دانش آموز توضيح دهد، اين احساسات ضعف كاهش مي يابد. هنگامي كه دانش آموز مي فهمد يك شاهكار چه مراحلي را طي كرده است، ديگر آن را ماوراي قدرت خويش نمي بيند.
12- يادگيري خودانگيز را تشويق و ارزشيابي كنيد.
كنجكاوي بچه ها سبب خودانگيزي آنها مي گردد و معلمان و والدين مي توانند آن را زنده نگه دارند. سازمان بندي زياد برنامه درسي مانع خودانگيزي مي شود كه عامل مهمي در ايجاد خلاقيت است.
چگونگي ارزشيابي نيز درخودانگيزي داراي اهميت است. اگر حفظ كردن جزئيات را ارزشيابي كنيم، دانش آموزان به حفظ مطالب مي پردازند. اما اگر ارزشيابي بر اساس توانايي تكميل و كاربرد اصول باشد، تلاش خواهند كرد چنين كنند.
13- خاري در پا ايجاد كنيد.
يعني توجه آنان را به يافته هاي بحث برانگيز جلب كنيد. «نورشارپ» عقيده دارد كسي متفكر خلاق نمي شود مگر آن كه به طور مداوم خاري در پا داشته باشد. بنا بر نظر او، فردي كه زودرنج است، نمي تواند خلاق باشد. فردي كه داراي تفكر خلاق است، دائماً با مشكلات دست و پنجه نرم مي كند، به ان فكر مي انديشد، تحليل مي كند و در نهايت، راه هاي گوناگوني را از طريق شواهد تجربي و آزمايش مي سنجد. معلمان مي توانند در تمام سطوح خارهايي در پا ايجاد كنند. در مدارس ابتدايي ، مي توانند انگيزه بچه ها را با طرح سؤال و كمك به آنها براي يافتن جواب حفظ كنند.
14- براي تفكر خلاق ضرورت هايي ايجاد كنيد.
معلمان مي توانند فرصت هايي ايجاد كنند تا دانش آموزان به تفكر خلاق بپردازند . مانند استفاده از مسائلي كه تا حدي مشكل باشد و به راحتي به جواب نرسد.
15- موقعيت هايي براي فعاليت و فرصت هايي براي آرامش ايجاد كنيد.
تقسيم اوقات به فعال و آرام در ايجاد انديشه هاي تازه مهم است. انديشه هاي مهم براي بعضي افراد ناگهاني و هنگام انواع فعاليت هاي متنوع پيش مي آيد. تاريخ نشان دادن كه گاهي ابداعات و اكتشافات در دوره هاي آرامش و سكوت به وجود آمده است. معلم مي تواند به بچه ها كمك كند تا در روز، اوقاتي سكوت و آرامش داشته باشند و تمام وقت در گروه نمانند.
16- براي رسيدن به عقايد، منابع قابل دسترس فراهم كنيد.
واضح است براي اين كه بچه ها به عقايد ديگران پي ببرند، بايد به منابع دسترسي داشته باشند. اما مدارس نمي توانند همه منابع لازم را در اختيار بچه ها قرار دهند. پس لازم است آنها را آموزش دهند تا كمبودها را خلاقانه بپذيرند. منظور از پذيرش خلاقانه اين است كه فرد تلاش كند براي رسيدن به هدف، حداكثر بهره را از منابع دسترسي ببرد.
17- عادت رسيدن به كاربرد كامل عقايد را تشويق كنيد.
غالباً افرادي كه به مضامين كامل عقايد نمي پردازند، نمي توانند به كشف مهمي نايل آيند. زيرا به اندازه ي كافي براي رسيدن به نتايج منطقي به مغزشان فشار نمي آورند. بايد به بچه ها آموخت گاهي نياز است روزها، هفته ها و ماه ها، يك مطلب را تا به دست آوردن شواهد كامل دنبال كنند.
18- انتقاد سازنده را گسترش دهيد و فقط انتقاد كردن را آموزش ندهيد.
با هر موضوعي كه تدريس مي شود، فرصت هايي براي تقويت و توسعه عادت و مهارت انتقاد سازنده به وجود آوريد.
19- كسب شناخت در رشته هاي گوناگون را تقويت كنيد.
شناخت رشته تخصصي، در ايجاد عقايد بنيادي مفيد است. بسياري از عقايد و روش هايي كه در يك رشته طرح مي شود، از رشته ي تخصصي ديگري گرفته شده است و در آن رشته به كار مي رود.
20- معلماني با روح حادثه جويي باشيد.
بچه هاي بسيار خلاق روحيه حادثه جوي دارند و معلماني كه به اين روحيه توجه دارند، به گسترش آن كمك مي كنند. معلماني كه خود روحيه حادثه جويي دارند، اين روحيه را در دانش آموزانشان تقويت مي كنند و در خلاق تر شدن آن ها تأثير دارند.
· مراحل نخصت روش تدريس مبتني بر خلاقيت
o مرحله نخست : ارائه ي مسئله
منظور از ارائه ي مسئله، تعيين وظيفه اي است كه بايد انجام شود. براي انجام دادن مطلوب وظيفه يا حل مسئله به نحوي اثر گذار الزامي مي نمايد. وظيفه يا مسئله را از جنبه هاي گوناگون بررسي مي كنيم تا نوع وظيفه يا مسئله خود را به روشني عيان كند. براي موفقيت بيشتر در اين زمينه بايد از حافظه، استدلال ، مهارت هاي ذهني يا عقلاني و ... بهره گرفت. گردآوري اطلاعات و واقعيت هاي مربوط به مسئله و تحليل آنها هم به تعريف و روشن سازي وظيفه و مسئله كمك مي كند.
o مرحله دوم: راه حل يابي
در مرحله حاضر تلاش مي شود به دانش آموزان ياري گردد تا راه حل هاي مورد نظرشان را اعلام كنند. معلم بايد سعي كند تا دانش آموزان راه حل هاي متفاوتي را براي حل مسئله پيشنهاد دهد. وجود راه حل هايي سبب مي شود امكان گزينش راه حل مطلوب حاصل شود. بهتر است، به دانش آموزان بگوييم راه حل هاي مورد نظرشان را آن گونه كه ذهنشان مي رسد در دفتر چه خود يادداشت كنند، تا امكان قضاوت درباره ي آنها وجود داشته باشد.
o مرحله سوم: گزينش و كاربست
در اين مرحله ، معلم تلاش مي كند دانش آموزان را وادار كند تا از ميان انواعي از راه حل هايي كه در نظر گرفته اند بهترين راه حل را براي حل مسئله برگزيند. به اين منظور، مي توانيم از دانش آموزان بخواهيم به دفتر يا برگه كار خود مراجعه كنند و راه حل هاي نوشته شده را بررسي و غربال كنند تا آنكه راه مطلوب حل مسئله روشن شود. پس از گزينش راه حل مناسب بايد آن را به كار بست. براي كمك به همبستگي كلاسي مي توان ايده هاي دانش آموزان يا راه حل هاي آنان را خوانده و از دانش آموزان خواست بر اساس بهترين ايده به حل مسئله مبادرت ورزند. هر دانش آموز مي تواند ايده يا راه حلي كه مطلوب مي انگارد انتخاب كند.
o مرحله چهارم: ارزشيابي
در اين مرحله از مجموعه عمليات انجام گرفته ، ارزشيابي مي شود. با ارزشيابي از عمليات دو گونه تصميم مي توانيم بگيريم يا عمليات را مطلوب مي انگاريم يا آنها را نامطلوب مي دانيم. برابر تصميم اتخاذ شده، فعاليت هايي هم صورت مي گيرد. يكي از فعاليت ها متوقف كردن عمليات است و ديگري پي گيري فعاليت ها و اصلاح فرآيند كار است. با توجه به محدود بودن زمان كلاس هاي درس، مطلوب است ارزشيابي از فرآيند و مجموعه ها به عهده معلم باشد.
منابع فارسي
1. بارو، ر.و.ودز. در آمدي بر فلسفه آموزش و پرورش ، ترجمه ي فاطمه زيبا كلام، تهران: دانشگاه تهران ، 1376
2. ترزا، شكوفائي خلاقيت كودكان، ترجمه حسن قاسم زاده و پروين عظيمي ، تهران نشر دنياي نو، 1375
3. حسيني ، افضل السادات ، چگونگي ايجاد پرورش خلاقيت در دانش اموزان (قسمت دوم)، رشد معلم، 1376 ، شماره 5، صص 46-47
4. شعاري نژاد، علي اكبر، فرهنگ علوم رفتاري ، تهران، امير كبير، 1364
یکشنبه 4 فروردین1387
خوشنویسی
یکی از تابلوهایی که تقریبا تمامی خوشنویسان برای آزمون و نمایش توانایی های خود به آن پرداخته اند ، متن سوره ی مبارکه ی حمد است. این متن علاوه بر غنای محتوی و تقدسی که برای خوشنویسان ما دارد، از نظر فرم و حروف و ترکیبات بکار رفته به صورتی است که اغلب حروف الفبا و ترکیبات آنها در آن بکار رفته و برای ارائه و سنجش توانایی و قدرت قلم خوشنویس نمونه ی بسیار مناسبی است. تابلوهای بجا مانده از استادان گذشته همچون میرعماد، میرزا غلامرضا، درویش عبدالمجید ، عمادالکتاب و ... و کارهایی که استادان معاصر خلق کرده و می کنند، گواه خوبی بر این ادعاست. عبارت طیبه ی « بسم الله الرحمن الرحیم » نیز به همین نحو همواره محمل نمایش قابلیت های خوشنویسان بوده است. جمشید یاری شیر مرد از خوشنویسان جوانی است که سالهایی از عمر خود را در ساحت نگارش عبارت « بسم الله الرحمن الرحیم » به تجربه و تفحص گذرانده است. یاری متولد 1346 و دارای تحصیلات دانشگاهی هنر است و در این راه از محضر استادانی چون مرتضی ممیز ، محمد احصایی ، جواد بختیاری و دیگران بهره برده است. حاصل این تلاشها و جستجوها ابتدا در چند نمایشگاه ارائه گردید و بدلیل استقبال چشمگیر به صورت مجموعه ای مستقل بنام سرآغاز شامل 159 تابلو در سالجاری از سوی نشر فرهنگ گستر به بازار آمد. یاری در این مجموعه ضمن پایبندی به نسبت ها و قواعد کلاسیک هنر خوشنویسی ، با نوآوری و نگاهی نوین فرمهایی را خلق کرده است که با ترکیب های متنوع و جذاب ، پنجره ای دلگشا را برای تماشا به مخاطب خود می گشاید و در این راه از ترکیبات و امانات خطوطی مانند نستعلیق ، شکسته ، ثلث ، ریحان و .. بهترین استفاده را برده است. هر کدام از این تابلوها داری عنوان و یک یا دو بیت شعر به عنوان شرح می باشند که تناسب فوق العاده ای که از لحاظ صوری و معنایی در انتخاب آنها وجود دارد ، به اثر ارزشی مضاعف بخشیده است. یاری در یادداشتی پیرامون این اثر می نویسد : « این آثار که در چهار سال طراحی و اجرا شده اند ، در پی جستجوی شکل های گوناگون ، متنوع و زیبای طراحی اسم اعظم و بسم الله به وجود آمده اند. هر کدام از این آثار از نظر فرم ، گردش و حرکت قلم ، حاوی مفهومی بصری و حسی از خط ، رنگ و بافت هستند. علاوه بر این به منظور رسیدن به به فرمهای مناسب با بافت ویژه ای ، از ابزار متنوع و مناسب استفاده شده است. اغلب قلم خوشنویسی ، کاغذ گلاسه ، مرکب خوشنویسی و در مواردی نیز به اقتضای حال و هوای کار به سراغ کاغذ بافت دار و رنگ روغن ، گواش و .. رفته ام. در برخی موارد هم از پارچه ی مچاله شده یا پنبه به عنوان قلم استفاده شده است. و هر کدام از این آثار زبان بصری و حسی خاص خود را دارد. اما چرا کلام الله و بسم الله ؟ اولین نکته دارای اهمیت در انتخاب این مضمون، بداعت و بدایت موضوع بود و اعتقاد قلبی بنده در خجستگی والایی که در شروع کارها با این عنوان می بینم و بی نام او نامه ای باز نمی توانم بکنم. نکته ی دوم به ساختار این جمله ی چهار کلمه ای بر می گردد که در ترکیب کلمات آن – با توجه به کوتاه بودن جمله – بیشترین حرف استفاده شده است. این امر هم امکان برخورداری از تنوع در حرکت و ریتم نوشته را ایجاد می کرد و هم انجام شکلی جدید از این طرح ها را در شکل های جدید ، تعداد قابل توجهی از حروف بوجود می آمد و زمینه ای می شد برای رسیدن به قلمی جدید در طراحی حروف. » برای این شماره یازده نمونه از این آثار را برایتان انتخاب کرده ایم. به ترکیب ( یاد ) دقت کنید ؛ شکل صوری ترکیب شبیه اندام بز شده است که با توجه به توضیح ضمیمه ( ای فدای تو همه بزهای من / ای به یادت هی هی و هی های من ) که از مثنوی مولانا و داستان موسی و شبان انتخاب شده است ، لذت و اثر بخشی اثر را دو چندان می کند. یا مثلا به نحوه ی حرکت پرتابی قلم و حروف نازک کشیده در اثر ( مژگان ) که بنگرید و آن را با شکل ظاهری مژگان مقایسه کنید ، تناسب فرم و محتوی بهتر جلوه می کند. و یا در اثر ( نزول ) که دفرمه شدن و سیر از بالا به پایین حروف در ترکیبی عمودی ، یادآور مفهوم نزول است. در سایر آثار نیز حداکثر استفاده از تناسب بین صورت و محتوی یا ظرف و مظروف برده شده است و تابلوهای زیبایی که خلق شده اند تا دیدگان ما را مهمان ضیافتی آسمانی بکنند.
یکشنبه 4 فروردین1387
مواد لازم-ماست.رنگ وروغن.سینی.کاغذA4
ابتداماست را داخل سینی ریخته به هم میزنیم سپس رنگ و روغن را با نفت یا تینر
رقیق کرده وقطره قطره روی ماست میچکانیم بعد با چنگال یا شانه به رنگها فرم میدهیم وکاغذ را روی رنگها قرار داده وسریع بر میداریم کاغذ آغشته به رنگ و ماست را داخل سطل آبی که از قبل آماده کرده ایم برده و تکان میدهیم تا ماست از کاغذ جدا شود حال شما کاغذ ابرو باد زیبایی دارید که پس از خشک شدن میتوانید از آن استفاده کنید .
شنبه 18 اسفند1386
اسیب شناسی درس هنر
در س هنر همچنان مورد بی مهری نظام آمورشی قرار دارد و به رغم تبلیغات وزارت آموزش و پرورش
از تغییر کتب درسی این ماده درسی از ابتدای انقلاب از هیچ تغییری برخوردار نبوده و دروس آمورشی خود را با دارا بودن اشکلات متعدد هر ساله به دانش آموزان ارائه می کند
گروه هنر مدارس راهنمایی شهرستان بجنورد از سال های گذشته به خاطر برخی از مسائل که در همه جای کشور در رابطه با این درس وجود دارد(در خصوص آموزش هنر ) و یا ناشی از مشکلات منطقه ای است، دارای مشکلات متعددی است.
مسلما بیان این مشکلات که ریشه در شناخت اندک مسئولان آموزشی از مقوله هنر و اهمیت آن در نظام آمورشی است موجب می شود مسئولان و تصمیم گیران در توجه به این درس اهمیت بیشتری قائل شوند.
البته بروز این مشکل در نظام آمورشی که پایه تعلیم و تربیتی جامعه می باشد ناشی از تاثیرات و تحولاتی است که هنر
این مشکلات به شرح ذیل می باشد:
1- فرصت کم
کم بودن زمان تدریس هنر هم برای دانش آموز و هم معلم . از طرفی این مشکل برای مدیران مدارس نیز برای برنامه ریزی کار دبیران هنر با مشکلات زیادی همراه است چرا که زمان تدریس هنر برای کلاس های دوم وسوم راهنمایی تنها یک ساعت آموزشی در طول هفته است.
و مسلما پر واضح است در این تک ساعت نه می ئوان مهارتی را آموزش داد و نه می توان به جزئی ترین اهداف این درس دست یافت.
2- کهنگی کتاب های هنر
کهنگی مفاهیم و دروس آمورشی کتاب های هنر که توام با اشکلات متعددی است که هر ساله تجدید چاپ می شود .
البته این کتاب ها در اوایل انقلاب طوری تنظیم شده بود که در پی انتقادات دبیران هنر که " ساعات در نظر گرفته شده برای این درس کافی نیست " این کتب تنها لاغرتر شد ولی محتوا و شیوه ها تغییری نکرد و جالب توجه این که به طور مثال اگر در گذشته کتاب سال سوم بیش از 170 صفحه داشت؛ و در ذیل یک تصویر نوشته شده بود که آثار صفحه 162 متعلق به فلان هنرمند است؛ این صفحه با توجه به لاغر شدن کتاب که از 170 صفخه به 80 صفحه با همان نوشته ها حفظ شده است و در کتاب 80 صفحه ای که در حال حاضر وجود دارد دانش آموز می خواند :" تذهیب های صفحات 120،136،146و 162 از خانم شعله لالمی است. .
3- درسی که دیر شروع می شود.
تکیه کتب آموزش هنر در دوره راهنمایی بر این اصل است که هنر برای دانش آموز در دوره ابتدایی 2 سال تدریس شده و این عمده ترین مشکل آموزش هنر در دوره راهنمایی است.
در اولین درس خوشنویسی سال اول دانش آموزان می خوانند: "همانطور که در درس هنر در سال چهارم و پنجم دبستان..."این مطلب متعلق به دورانی بود که در دوره ابتدایی در کلاس های چهارم و پنجم دبستان درس هنر دارای کتب هنر بود .
و این ویژگی با تحول آموزش و پرورش !؟ در سال 64 به این امر انجامید که در دوره ابتدایی هیچ کتابی نباشد.
و حال تصور کنید کتابی که (کتب آموزش هنر در دوره راهنمایی) بر این اساس طراحی شود که در 2 پایه قبل تر دانش آموز دارای کتاب هنر بوده است چقدر می تواند مشکل آفرین باشد.
هم برای دانش آموز و هم برای دبیر هنر!
دبیر هنر ناچار است بسیاری از مفاهیمی را که به دانش آموز تدریس نشده است با فرصت محدودی که در اختیار دارد تدریس کند و یا اینکه بدون در نظر گرفتن این کمبود های آموزشی هر چه را که کتاب دارد؛تدریس کند.
از طرفی دیگر با توجه به مطلب "کهنگی مفاهیم و دروس آمورشی کتاب های هنر" این مطلب هم یکی دیگر از مصادیق بارز این کهنگی های بارز کتاب است که بعد از نزدیک به 22 سال از حذف کتب هنر در دوره ابتدایی ، هنوز در کتب هنر راهنمایی فرض بر این است که در دوره ابتدایی کتب هنر وجود دارد.
4- نبود کارگاه هنر
نبود فضای مناسب برای تدریس هنر در قالب کارگاه هنر موجب شده است این درس بیشتر به صورت تئوری و نیمه عملی تدریس شود.
مسلما هدف اولیه از گنجاندن این درس مغایر وضعیت کنونی این درس می باشد.
متاسفانه این درس در حالی برای دانش آموزان ارائه می شود که برخی اوقات دانش آموز در همان محیط کلاس با بیش از 35 نفر مجبور است در نیمکت های تنگی که در اختیار دارد با مفاهیم این درس آشنا شود
مسلما شیرین ترین مباحث درس در این شرایط برای دانش آموز رنج آور تنفر آمیز است.
بر همین اساس دانش آموزان در فراگیری بین دو هنر طراحی و خوشنویسی بیشتر تمایل دارند به هنر طراحی بپردازند تا از آوردن ابزار هنر خوشنویسی که ممکن است برای خود و دوستان شان در فضای تنگ کلاس مشکل آفرین باشد پرهیز کنند.
همچنین نبود کارگاهی برای تدریس این درس مدارس را از داشتن مکانی برای آرشیو آثار هنری دانش آموزان بی بهره ساخته است و به درس هنر به عنوان یک ماده درسی تک ساعته تئوری در آموزشگاه ها نگریسته می شود و به قدرت های ذاتی این درس و این هدیه بزرگ الهی در میان بشریت که به وسیله آن می توان روحیه نشاط و شادابی و بهتر نگریستن را در پدیده ها و آفرینش پروردگار دست یافت را نادیده گرفت.
کهنه بودن مطالب هنری،جذابیت نداشتن مطالب برای دانش آموز، عدم برخورداری از امکانات نمایشگاهی آثار هنری در مدارس ، عدم توجه مسئولان برای تشویق دبیران هنر به خاطر کم اهمیت جلوه نمودن این درس ، استفاده از دبیران غیر تخصصی در اکثر آموزشگاه های روستایی وجود مشکلات چاپی فاحش در کتاب و نداشتن ترتیب منطقی برای عنوان مباحث از موارد دیگری است که کار کردن با این کتاب برای دبیران هنر با توجه به پیشرفت آموزش های غیر رسمی مشکل است.
امید است؛ مسئولان با شناخت منطقی و اصولی از مقوله هنر در سال های آتی بتوانند مشکلات این درس را که یکی از پایه ای ترین مسائل در زندگی تک تک افراد جامعه است از میان برداشته و شرایطی را فراهم کنند که با نگرش صحیح به این درس و قابلیت های آن، نظام آموزشی نوین را رقم زنند.
دنياي امروز تغيير و تحول از اصول اساسي و مهم كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته است و از آن جا كه در حوزه هاي مختلف فرهنگي، علمي و... جامعه مدام درحال تغيير است، نيازهاي دانش آموزان نيز دچار تغييرات بنيادين مي شوند.
تدوين كتب درسي و تغيير و تحول محتواي آنها و ارائه به دانش آموزان، بايد متناسب با نيازهاي روز جامعه دانش آموزي باشد و كتب جديدالتأليف بايد براساس اين نيازها تغيير يابند.
امروزه حتي با توجه به آموزش نوين و يادگيري، كتب درسي سال هاي گذشته پاسخگوي نيازهاي امروز نيست و باعث گريز دانش آموزان و حتي معلمان از آن كتب مي شوند كه محتواي كتابها نياز به بازنگري اساسي دارند.
در سال هاي گذشته تغيير كتاب هاي درسي (بعضي كتب) براساس دوره 3 ساله بود، ولي درحال حاضر براساس قانون برنامه سوم توسعه و مصوبه مجلس شوراي اسلامي، تغييرات كتاب هاي درسي به 5 سال افزايش يافته است و براساس اين قانون تمامي كتاب هاي درسي بايد از مقطع ابتدايي تا پايان مقطع متوسطه به روز شود.
كتاب هاي درسي به عنوان اصلي ترين منبع تغذيه علمي، نيازمند استاندارد شدن است و از آنجايي كه علوم مختلف و دانش افزايي به روز شده است، ليكن متأسفانه تا به امروز نسبت به كتاب هاي آموزش هنر دوره راهنمايي اجحاف شده است و در بيشتر كشورهاي پيشرفته، اگر نظري به حوزه هنر در آموزش و پرورش آنها داشته باشيم خواهيم يافت كه آن كشورها به اين نتيجه رسيده اند كه هنر در روند رشد ذهني و فكري دانش آموزان تأثير بسزايي دارد و در آن جوامع در كلاس هايشان يك يا دو هنر به صورت مستقل تدريس مي شود و كارشناسان آموزش و روانشناسان با توجه به تجربه علمي و عملي هنر به باوري قوي رسيده اند كه هنر در آموزش و پرورش مي تواند در شكوفايي تخيل و خلاقيت اثرگذار باشد و در كشورهاي پيشرفته هنر در مدارس شان جاافتاده و به آن اعتقاد دارند.
كم توجهي به كتاب آموزش هنر در دوره راهنمايي تحصيلي كشور ما يك مسئله ريشه دار است و اين درس را نسبت به دروس ديگر به حاشيه رانده است و اگر در بازنگري نسبت به تأليف جديد كتب هنر توجه جدي شود، شاهد بالندگي و ظهور تعداد بي شماري استعدادهاي برجسته در رشته هاي مختلف هنري در كشورمان خواهيم بود.
طي سال ها، ضعف برنامه ريزي و تدوين كتب هنر دوره راهنمايي به شدت آزارم داده است و لازم است نسبت به محتوا و تغييرات كلي كتاب هاي هنر يك خانه تكاني جدي صورت بگيرد و گردوغبار گرفته شده نسبت به اين كتب باعث بي توجهي به آن شده است. وضعيت محتواي كتب فوق وچند و چون تدريس آن دغدغه بسياري از معلمان هنر كشور است و معتقدند كتاب هنر دوره راهنمايي در نظام آموزشي ما به مانند فرزند ناخوانده اي است كه از هرطرف رانده مي شود و اجازه رشد و بالندگي به اين درس مهم را نمي دهند و انتظار به حقي است كه وزارت آموزش و پرورش با برنامه ريزي و تجديدنظر در تأليف جديد كتب هنر نياز دانش آموزان و معلمان هنر را برآورده سازند، چرا كه توجه و برنامه ريزي و بازنگري در تدوين جديد كتب فعلي هنر، بزرگداشت فرهنگ و هنر گذشته ايران است، آن هم هنر ايراني كه در گذشته هاي دور و حال زبانزد ملل بوده و هست و ايران به اعتبار هنر و هنرمندانش در جهان صاحب قدر و قيمت است و شايسته نيست اين گونه با هنر برخورد شود.
درسال 81-80 دربين دبيران هنر دوره راهنمايي بيش از 10 استان كشور (دانشجويان كارشناسي هنرهاي تجسمي مركز- آموزش عالي فرهنگيان تهران) يك نظرسنجي راجع به كتب هنر انجام داده ام و اكثرا نسبت به وضعيت علمي كتب هنر دوره راهنمايي و محتواي آنها ابراز نارضايتي نموده اند و بيشتر دبيران فوق متفق القول بودند كه اين كتب نياز به بازنگري جدي و اساسي دارند و اذعان داشتند كه در طي سال هاي گذشته اكثر كتب درسي تغييرات كلي يافته اند و تا حدي به روز شده اند، ولي متأسفانه كتاب هاي هنر بدون كارشناسي و عدم بررسي فقط حجمشان كم شده است و فقط تعداد زيادي از درس هاي كتب هنر را حذف نموده اند و حتي هيچ تغييري در دروس موجود هم صورت نگرفته است و دانش آموزان هم پي به گسيختگي كتاب ها مي برند و حداقل كتب هنر سال هاي قبل از كتب فعلي هنر بهتر بود، چون فراگيران را با هنرهاي سنتي و اساتيد آن رشته ها آشنا مي كرد و جاي تعجب دارد كه هر جنس مصرفي مادي كه تأثيري هرچند كوتاه مدت دارد موظف به طي مراحل نظارت و ارزيابي است تا با ويژگي ها و ساختار مناسب به مرحله توليد و سپس مصرف برسد، اما كتاب درسي به عنوان كالاي مصرفي غيرمادي يا بهتر بگوييم كالاي فكري، با اثري طولاني مدت در ديدگاه برخي از مسئولين بي نياز از نظارت، ارزيابي و در نهايت استاندارد شدن در شكل و محتواست و مشخص است كه نسبت به چاپ هرساله كتاب هنر هيچ توجهي نمي شود و فقط تنها نكته اي كه سال به سال در تغيير كتب هنر با آن روبرو هستيم قيمت كتاب و سال چاپش است، كتاب هنر سال هاست كه دست نخورده و چه زماني با شكل و محتواي جديد در دسترس دانش آموزان قرار گيرد، الله اعلم.
و جا دارد كه دفتر تأليف و برنامه ريزي كتب درسي به كتب هنر دوره راهنمايي بازنگري جدي داشته باشد، چراكه دنياي امروز ما دنياي حركت است و سكوت و سكون ماندن در كتب درسي روا نيست بالأخص در اين زمان كه علم به سمت جهاني شدن مي رود و درس هنر مجالي است براي انديشيدن و تفكر در زيبايي ها و خلاقيت ها.
-طراحي جلد كتاب ارتباطي قوي با مخاطب برقرار نمي كند و در پشت جلد، آرم جمهوري اسلامي ايران روي پرچم زيبا طراحي نشده است.
-تصويرگري داخل كتاب ها براي دانش آموزان زياد جذابيت ندارند و مي بايست كتاب هنر باتوجه به هنري بودنشان بهترين طراحي جلد و نافذترين تصويرگري را داشته باشد و يكي از مواردي كه دانش آموزان جذب كتاب هاي درسي مي شوند تصاوير و نقاشي هاي داخل آن است. تصويرگري كتب درسي و از طريق كتب هنر به تخيل و شكوفايي دانش آموزان براي آينده ايراني بهتر و خلاق ارج نهيم.
در كتب 3ساله هنر دوره راهنمايي مي توان انتقاداتي را به آنها وارد ساخت كه در ذيل به بررسي تعدادي از اين موارد پرداخته مي شود.
1-تصاوير كتاب (اعم از طرح جلد، تصويرگري، عكس، طراحي، نقاشي، گرافيك و...)
بايد گويا و از ايهام و پيچيدگي به دور باشند و در به كارگيري رنگ در تصاوير دقت كرد؛ زيرا رنگ هم بار اطلاعاتي دارد.
تصويرگري مناسب مي تواند براي دانش آموزان محركي قوي باشد تا ذهن را فعال كرده و حتي سؤال ايجاد كند و تصويرها بايد درنهايت سادگي متناسب با سن فراگيران باشد، چون براي بقاي معني و مفهوم آموزشي از آن استفاده مي شود و مي تواند به گستره ذهن و تخيل دانش آموزان دامنه وسيع تري ببخشد و اگر تصاوير رابطه عاطفي برقرار كنند رغبت به متن خواني هم بيشتر مي شود.
-عكس هاي به كار رفته در كتب، نامناسب هستند و نمي توانند موضوع درسي را خوب به مخاطب برسانند به عنوان مثال عكس تنه درختان در كتاب سال سوم (درس 3 طراحي و نقاشي) دانش آموزان را متوجه موضوع بافت و جنسيت در طراحي نمي كند.
-پوسترهاي به كاررفته در كتاب سال سوم درس(8) طراحي و نقاشي با دانش آموزان ارتباط برقرار نمي كنند واستفاده از پوسترهاي ساده،زيبا و واضح باعث بالارفتن سواد بصري دانش آموزان مي شود.
-در كتب 3ساله مي توانستيم از نقاشي هاي آبرنگ زيباتر و قابل ملموس براي دانش آموزان استفاده نماييم.
-چاپ رنگي نقاشي هاي موجود در كتب فوق بي كيفيت است، مانند كتاب سال اول درس 16طراحي و نقاشي تصوير سيب ها و برگ ها.
-در كتاب سال اول درس(11) طراحي و نقاشي با موضوع كاغذ ابري سازي آمده است كه تصاوير ابري سازي شده در اين درس نامناسب و نازيبا هستند و دانش آموزان حتي در كلاس درس بهتر از تصاوير فوق كاغذ ابري سازي (ابر و باد) به وجود مي آورند.
2-درهم ريختگي و ناهماهنگي: تعداد دروس كتاب هنر در سال دوم و سوم هماهنگ نيستند. در سال دوم(13) درس طراحي و نقاشي دارند و 5درس خوشنويسي دارد و كتاب سال سوم(10) درس طراحي و نقاشي دارد و(5) درس خوشنويسي دارد و در كل تعداد درس هاي خوشنويسي سال دوم و سوم نسبت به تعداد درس هاي طراحي و نقاشي خيلي كمتر هستند كه بي تفاوتي و بي توجهي دانش آموزان را نسبت به خوشنويسي به وجود مي آورد.
-سرمشق هاي خوشنويسي سال دوم و سوم جذاب به نظر نمي رسند و كمي هم سخت مي باشند و درحد فراگيران نيستند و باعث عدم ارتباط با دانش آموزان شده است.
-در سال اول آموزش حرف«م» در خوشنويسي آمده است و در كتاب سال دوم نيز آموزش

